ماڵپەڕی هسارە / رخنە / توضیح چند نکته‌ی مبهم ذکر شده‌ در رونمایی کتاب “رووژ” – امین رحیمی‌نژاد

توضیح چند نکته‌ی مبهم ذکر شده‌ در رونمایی کتاب “رووژ” – امین رحیمی‌نژاد

روز یک شنبه‌، ۲۵ اسفند ماه ۱۳۹۲، جمعی از ادب دوستان و ادیبان به بهانه‌ی رونمایی کتاب “رووژ” اثر جدید شاعر خوش نام و آوازه‌ی کورد جلیل آهنگر نژاد در یکی از سالنهای مجتمع انتظار شهر کرماشان گرد آمده‌ بودند.

 بزرگان و صاحبنظران متعددی در محفل حضور داشتند. از جمله‌ کسانی که‌ در این محفل به ایراد نظرات و دیدگاه‌های خود پرداختند می توان به دکتر راد فر، آقای موزونی، استاد کشاورز، پورفسور حمزه‌ای و … اشاره‌ نمود. مباحث ارائه‌ شده‌ از سوی برخی از سخنرانان در برخی موضوعات خود به بستری برای بحث و جدلی جدی تبدیل شد. آنچه‌ که در اینجا به عنوان

موضوعی مهم، شایان بحث و بررسی به نظر می رسد صرف بحث و جدل پیش آمده‌ در آن جلسه‌ نیست، بلکه برخی مباحث ایراد شده‌ از سوی دوستان در باره‌ی زبان کوردی است. البته‌ لازم به یادآوری است که این جستار به دنبال پاسخ گویی یا رد عرایض اساتید محترم نیست، بلکه برای توضیح کاملتر نکته‌ نظراتی است که در آن جلسه‌ ایراد گردید.
یکی از اولین گفته‌هایی که می تواند در نظر برخی از مخاطبان یا شنوندگان به شکلی نه‌ چندان خوشایند تعبیر شود بیان زیر است: “… هم می توان به فارسی صحبت کرد هم به کوردی، من فارسی صحبت می کنم که ارزنده‌تر است”!!! هنگامی که از دیدگاه زبانشناختی صرف به زبانهای بشری نگریسته می شود، هیچ زبانی از هیچ زبان دیگری برتر یا کمتر، خوبتر یا بدتر، ارزنده‌تر یا ناارزنده‌تر دانسته‌ نمی شود. چرا که همه‌ی زبانهای زنده‌ی دنیا در برآورده‌ نمودن نقش خود به عنوان وسیله‌ی ارتباط اعضای جوامع زبانی و یا به طور کلی “تکیه‌ گاه اندیشه”‌ی نوع بشر بودن توانا
هستند. اما اگر از دید جامعه‌ شناختی و بعد اجتماعی زبان بدان نگریسته‌ شود؛ چرا، می توان به یک رده‌بندی در بین زبانهای زنده‌ی دنیا دست یافت، و یک زبان را از یک زبان دیگر بسط یافته‌تر و قدرتمندتر معرفی نمود. اما باید دید که معیار این بسط یافتگی و قدرت زبان در چیست، آیا در خود زبان است یا در جای دیگر نهفته‌ است؟ برتری هر زبانی بیش هر چیز به آثار ادبی، هنری، فلسفی، علمی و از همه‌ مهمتر مذهبی بستگی دارد که در بستر آن زبان و توسط سخنوارن آن زبان خلق شده‌اند. بعلاوه‌ قدرت سیاسی، نظامی، اقتصادی جامعه‌ی زبانی در ارتقاء قدرت زبان به همان
اندازه‌ موثر است. در همه‌ی معیارهای فوق عاملیت و برجسته‌ بودن نقش سخنور زبان کاملا ملموس و مشخص است. اگر سخنوران یک زبان به ارائه‌ی اندیشه‌ و خلق آثار خود به زبان خود بپردازند مسلما زبان آنها نیز یک زبان بسط یافت و قدرتمند خواهد بود. اما هنگامی که سخنور زبان به جای استفاده‌ از زبان مادری خود برای بیان اندیشه‌ و تفکر خود از زبان دیگری که آن را “ارزنده‌تر می داند” روی آورد، در واقع تنها صورت مساله‌ را پاک کرده‌ و از زیر مسولیت خود شانه‌ خالی نموده‌‌ و فرار می کند. در اینجا سخنور در واقع تقصیر و کوتاهی خود و امثال خود را بر گردن
زبان خود انداخته و فرار را بر ادای دین ترجیح می دهد. کاری که بسیاری کسان دیگر همچون امیر شرف خان بدلیسی نیز در گذشته‌ انجام دادند و امروزه پیروان آنها نیز با کمال افتخار این فرار را سر لوحه‌ی کار خود کرده‌اند. اما در دنیای معاصر، زبان کوردی (در واقع سخنوران زبان کوردی) پا به پای دیگر زبانهای معتبر همچون زبان فارسی و … به خلق و تولید اندیشه‌ به زبان خود همت گماشته‌ و در راه ارزنده‌تر نمودن آن گام بر می دارند که از جمله‌ نمونه‌های آن می توان به خالق همین اثر “رووژ” اشاره‌ نمود. بیگمان امروز زبان کوردی با رویکرد جدید جامعه‌ی
نخبه‌گان عرصه‌های ادبی و اجتماعی به آن از دیدگاه اجتماعی و جامعه‌شناختی از هیچ زبان دیگری در دنیا ناارزنده‌تر نیست به ویژه در یک محفل کوردی مبنا.
مطلب دیگر اینکه‌ در مباحث ارائه‌ شده‌ در محفل مذکور ادعا شد که گویش کلهری از زبان کوردی چیزی جدای از زبان فارسی ندارد “کلمات آن کوردی است اما ساختارش فارسی است” و دلیل این ادعا را صرفا فعل پایانی بودن گویش کلهری از زبان کوردی معرفی نموده‌ند. قبل از هر چیز باید دانست که امروزه صدها زبان و گویش در دنیا وجود دارند که ساختار نحوی آنها همان ساختار فاعل آغازی و فعل پایانی است همچون زبان فارسی، اما هیچ دلیلی برای این امر وجود ندارد که آنها را گویشی از زبان فارسی فرض نمود. زبان فارسی و زبان کوردی هر دو ا زبانهای ایرانی و آنهم از یک شاخه‌ی
مشترک غربی هستند. مسلما شبهاتهای زیادی میان آنها وجود دارد چرا که این زبان از یک خاستگاه مشترک برخاسته‌ و منشعب شده‌اند، حق هم همین است، هر دو منشعب شده‌اند نه اینکه زبان کوردی از زبان فاسی منشعب شده‌ باشد! این مطلب را می توان در آثار زبانشاسان ایرانی همچون باقری (۱۳۸۳)، ابولقاسمی (۱۳۸۵) و … مشاهده‌ نمود. جایی که زبان کوردی از زبان فارسی منشعب نشده‌ است پس نمی تواند خود یا یکی از گویشهای این ز بان گویشی از زبان فاسی محسوب شود. از طرف دیگر باید یادآور شد که ساختار نحوی گویش کلهری از زبان کوردی با ساختار نحوی زبان فارسی (گونه‌ی معیار)
اختلافات بسیار زیادی دارد که در اینجا مجال پرداختن به آنها فراهم نیست. اما مهمترین مساله‌ای که‌ در اینجا وجود دارد اصلا معیار تعریف گویش و زبان است که نوعا یک معیار اجتماعی است، نه صرف زبانی. از بعد اجتماعی مهمترین معیار تمایز لهجه‌، گویش و زبان فهم پذیری متقابل است نه شباهت ساختار نحوی دو گونه‌ی زبانی. بعلاوه‌ ساختار نحوی گویش کلهری از زبان کوردی شباهت بیشتری به دیگر گویشهای زبان کوردی دارد تا زبان فارسی. “راهنمای زبانهای ایرائی” تالیف پورفسور رودیگر اشمیت (ترجمه‌ی باغ بیدی، ۱۳۸۳) نیز گویش کلهری را هم از بعد ساختار نحوی و هم از بعد دیگر ویژگیهای گرامری گویشی متعلق به زبان کوردی دانسته‌ نه زبان فارسی. علاوه‌ بر اینها در مورد واژگان مشابه دو زبان فارسی و کوردی باید یادآور شد که این واژگان همیشه‌ متعلق به زبان فارسی نبوده که وارد زبان کوردی شده‌ باشند، بلکه غالب این واژه‌ها، واژهای همریشه بوده‌ که‌ در فرم بنیادی که این دو زبان از آن منشعب شده‌اند ‌وجود داشته‌ و در این دو گونه‌ی زبانی به اشکال متفاوتی تغییر شکل داده‌ که در اصطلاح زبانشناختی به آنها “واژگان همریشه‌” (cognate) گفته‌ می شود.
مطلب سوم اینکه‌ در این محفل ادعا شد که تقسیم بندی زبان کوردی به چهار مجموعه‌ گویش یا شاخه‌ اشتباه است، چه‌ اینکه‌ در زبان کوردی در محدوده‌ی کوچکی همچون ماهیدشت چندین زبان وجود دارد. در حال حاضر یکی از معتبرترین منابع در مباحث عملی زبانشناسی در باره‌ی زبانها و گویشهای ایرانی همان “راهنمای زبانهای ایرانی” پورفسور رودیگر اشمیت است، که وی نیز مجموعه‌ گویشهای زبان کوردی را به سه‌ گروه عمده‌ تقسیم نموده‌ که‌ یکی از این سه‌ گروه را دوباره‌ به دو دسته‌ی کوچکتر تقسیم نموده‌ است، یعنی در واقع همان تقسیم سنتی چهارگانه‌ را با اندک
اختلافاتی تکرار نموده‌ است که عبارتند از؛ (۱) گروه شمالی ((A) گروه غربی، (B) گروه شرقی)، (۲) گروه مرکزی، (۳) گروه جنوبی. اینکه گفته‌ می شود گویش شمالی، گویش جنوبی و … در واقع منظور مجموعه‌ گویشهایی از زبان کوردی هستند که در محدوده‌ی جغرافیایی تعیین شده‌ از زبان کوردی وجود دارند و معمولا دارای شبهاتهای ساختاری بیشتری با یکدیگر هستند. به همین منظور از اصطلاح زیر گویش در مورد آنها استفاده‌ می شود. یکی از ویژگیهای زبان بر بردار موقعیت جغرافیایی رابطه‌ی مستقیم تغییرات آن با مسافت است، یعنی هر چه‌ فاصله‌ی میان دو گونه‌ی زبانی از یک زبان
واحد بیشتر شود به طور معمول اختلاف آنها نیز بیشتر می شود و این افزایش اختلاف به شکل پیوستاری مدرج از صفر درصد تا صد درصد است که به مرزی نه چندان مشخص میان دو گونه منتهی می شود که می توان آنها را دو زبان مستقل دانست.
مطلب دیگری که‌ در این نشست بدان اشاره‌ شد پیشنهادی به ادب دوستان کورد زبان کلهری بود مبنی بر اینکه‌؛ الفبایی دقیقا منطبق بر ویژگیهای آوایی و واجی گویش خود برای زبان خود درست کنند!!! شاید در اولین نگاه پیشنهاد خوبی به نظر برسد! اما با اندکی دقت می توان فهمید اقدامی بسیار خطرناک است که می تواند به راحتی هر گویش را منزوی کرده‌ و در اندک زمانی نگارش و تولید آثار مکتوب در آن گونه‌ی زبانی را به حاشیه‌ رانده‌ و آن گویش را در زبانی دیگر هضم کند. به همین دلیل که نمونه‌ی این کار در هیچ زبان دیگری در دنیا انجام نمی گیرد، مگر زمانی که یک گویش
از یک زبان دارای سیستم آموزش و کاربردی اداری متعلق به نوع خود باشد، در این شرایط نیز تعریف الفبای گویش ویژه‌ برای هر گویشی سبب قطع رابطه‌ی آن با دیگر گویشهای نظیر خود در آن زبان خواهد شد. امروزه‌ در الفبای زبان کوردی وارد نمودن یا کم کردن حتی یک نویسه‌ به/از نویسه‌های این این زبان سبب فراهم آمدن مقدمات انقطاع گویش از بدنه‌ی زبان کوردی خواهد شد و این مساله با توجه‌ به اینکه غالب این گویشها دارای آموزش رسمی نیستند به راحتی می تواند در اندک زمانی آن گویش را در زبانی دیگر به طور معمول زبان رسمی فراگیر هضم نماید. دستکاری الفبای رسمی
یک زبان از سوی گویشی آن زبان به نفع خود، سبب ایجاد رقابت در بین دیگر گویشهای آن زبان بر سر تغییر الفبا به سوی ویژگیهای آوایی و واجی گویشهای خود خواهد شد. و ادامه‌ی این روند سبب می شود که گویشهای آن زبان به مجمع الجزایری در کنار هم تبدیل شده‌ که رابطه‌ و برقراری ارتباط میان آنها بسیار سخت شود. البته‌ باید یادآور شد که‌ بسیاری از به‌ ظاهر دلسوزان ادبیات و فرهنگ کوردی از سالها پیش در گویشهای مختلف این زبان این کار را (شاید نادانسته‌ شاید …) آغاز کرده‌اند، و امروز نیز با پیشنهادهای چنین بر طبل ویژگیهای آوایی و واجی گویش خویش می کوبند
و معتقدند که باید برای فلان آوا، فلان صدا و بهمان صوت در گویش آنها که حرفی برای طراحی نشده‌ است، حرف یا قراردادی تازه‌ مشخص کنند تا فولکلور آنها نابود نشود!!!!!
سوالی که‌ در اینجا می تواند مطرح شود این که‌ چرا در زبانهای فارسی، انگلیسی و … برای ویژگیهای آوای و واجی گویشهای آن زبانها حرف یا حرفهایی به الفبای خودشان نمی افزایند یا کم نمی کنند! مشخص است، زیرا الفبا قرارداد است و این قرارداد را می توان به اشکال مختلف تعریف نمود، حتی می توان بر اساس قرارداد برای یک نویسه‌ی واحد ۹ خوانش مختلف آنگونه‌ داشت آنگونه‌ که‌ در زبان انگلیسی وجود دارد، و این زبان با وجود همخوانشهای متعدد الفبایی خود امروزه‌ زبان اول دنیاست و هیچ بخشی از آن نیز نابود نشده‌ است!!
و دیگر مطلبی که در نشست مورد بحث بدان اشاره‌ شد پیشنهاد دیگری بود مبنی بر آنکه‌؛ کتب “رووژ” اثری که در این گردهمایی رونمایی شد بهتر بود که در کنار نگارش الفبایی خود دارای یک نگارش آوانگاری لاتین نیز می بود تا خواندن و استفاده‌ی آن راحت تر باشد؛ اولین نکته‌ای که باید یادآوری شود این که‌ الفبای آرامی کتاب “رووژ” که همان الفبای زبان کوردی با اندک تغییراتی است یک الفبای کاربردی است و امروزه‌ کتابها، مجلات، روزنامه‌ها و مطالب زیادی از سوی سخنوران این زبان به آن به نگارش در می آید. پس می توان آن را یاد گرفت، آنهم از طریق آموزش مرسوم
الفبایی همچون یاد گیری دیگر الفباهای دنیا. کتاب مذکور یک متن پژوهشی از یک زبان مرده‌ و یا فاقد سیستم نوشتار نیست که نویسنده‌ ابتدا به ساکن قراردادی خاص برای نگارش و خوانش مطلب خود بر اساس یک سیستم آوانگاری علمی تعیین نماید و برای حفظ پیکره‌ی نگارش یافته‌ی خود از آن استفاده‌ کند. یا اینکه این کتاب برای مخاطبی از زبان دیگر که با زبان کوردی گویش کلهری آشنایی ندارد به نگارش در نیامده‌ است، بلکه‌ برای من کورد زبان منتشر شده‌، با الفبای خاص زبان من که امروزه‌ میلیونها کورد از آن استفاده‌ می کنند، سیستم آموزش رسمی دارد، در دانشگاه
بدان تدریس می شود و …، پس حتی اگر با نگارش و خوانش با این الفبا را یاد نگرفته‌ام می توانم آن را بیاموزم. استفاده‌ از سیستم آوانگار در چنین مرحله‌ای از کتابت و نگارش به‌ این زبان در واقع می تواند چیزی در حد توهین به این زبان و الفبای آن دانسته‌ شود
سەرچەوە  :  ماڵپەڕ ژیارکورد

چاوێک بخشێنە بۆ ....

فڕین بە نێو جوگرافیای جیهاندا، بە زمانێکی شیعریی – نووسینی: هۆشەنگ قادر

۱- له‌ خانۆچكه‌كه‌ی ماڵێ پووره‌ خونچێمه‌وه‌، بۆ كه‌لاوه‌كه‌ی سه‌عیدییان. /ده‌قێكی واڵا./ ۲- ئەفریقانامه‌ و زه‌میننامه‌، …

بۆچوون بنووسە

ئیمەیلەکەتان نیشان نادرێت.خانە داواکراوەکان نیشانە کراون. * بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *